یک روز به یاد ماندنی
امروز یک روز به یاد ماندنی برایم بود چون .... با مامانی بابا بزرگ ،مامان بزرگ،خاله زهرا،و امیر مهدی رفته بودیم بقیه سیسمونی را بخریم یکم بیشتر ازهمیشه راه رفتن ...سرم کیج شد چون هی بابا پایین می رفتم ... پیشه خودم می گفتم کی کار شون تمام میشه برگردیم .....خلاصه تمام شد ....ولی ... بگم ....خیلی چیزای خوشمل خوشمل برا خریده بودن دستشون درد نکنه ....بابای عزیزم هم سره کار بود ...و هی زنگ می زد چی کار کردید ... ما که هنوز به دنیا نیامده ایم ...شما خوش باشید ... این گلهای دور و بره جعبه هم تقدیم شما .... دوستون دارم ...
نویسنده :
مامان امیر علی
0:20

