امیر علی .سرباز کوچولوی آقا امام زمان عجل الله

یک روز به یاد ماندنی

امروز یک روز به یاد ماندنی برایم بود چون ....  با مامانی بابا بزرگ ،مامان بزرگ،خاله زهرا،و امیر مهدی   رفته بودیم بقیه سیسمونی را بخریم یکم بیشتر ازهمیشه راه رفتن ...سرم کیج شد چون هی بابا پایین می رفتم ... پیشه خودم می گفتم کی کار شون  تمام میشه برگردیم .....خلاصه تمام شد ....ولی ... بگم ....خیلی چیزای خوشمل خوشمل برا  خریده بودن دستشون درد نکنه ....بابای عزیزم هم سره کار بود ...و هی زنگ می زد چی کار کردید ... ما که هنوز به دنیا نیامده ایم ...شما خوش باشید ... این  گلهای دور و بره جعبه هم تقدیم شما .... دوستون دارم ...
30 فروردين 1391

سلام به همه عزیزان

سلام به همه عزیزان ....... من هنوز به دنیا نیامده ام ...و تازه وارد ماه پنجم شده ام ...... امروز مامانی رفته بود سیسمونی بخره ...... و یک عالمه چیزای خوشمل خوشمل خریده بود ..... من خیلی خوشحال هستم ...که مامان و بابای عزیزی دارم .... و خدا را شکر میکنم ..... فعلا که منتظریم ....تا به دنیا بیایم ...تا این دنیای شما را ببینم ....   ...
29 فروردين 1391

کادو به پدر مادر

خلاصه میگفتم .......خیلی دوست دارم ...هر چه زودتر به دنیا بیام ...... ولی مامانی میگه باید ...صبر کنی ...خشمل پسر .... باشه منم صبر میکنم ..... توفکر این هستم که موقعی که آمدم ...گل به مامام بابا هدیه بدهم ... حالا ماندم ....گل بدهم ..... یا...برم ..یک کادو بخرم ..... به نظر خودم ...هر دو تا را می دهم .......ویک بوس از ته قلب ....نثار پدر و مادرم میکنم ...
28 فروردين 1391
1